ادرس جديد براي دوستانه وبلاگي ايميل شد
سلام
واقعا شرمندم که هنوز نتونستم وبلاگه جدیدم رو راه بندازم. خیلی سر شلوغه. و متاسفانه شاید نتونم تا قبل از عید آمادش کنم. اما سعیمو می کنم که به عید نکشه.
بای بای
سلام
فکر نمی کردم اینقد خواننده داشته باشم!!!! به زودی وبلاگ جدید رو آماده میکنم.دارم روش کار میکنم و وقتی که نهایی شد براتون میل میکنم.
ممنون از لطفتون...
فعلا...
سلام
بابت تاخیرم تو آپ کردن عذر می خوام. این دفعه دلیلم واسه تاخیر یه کم متفاوته با دفعه های قبلی. این دفعه فهمیدم که یکی از بچه های اینجا آدرس وبلاگم رو پیدا کرده و از اونجایی که اصلا دوست ندارم هیچ کی از بچه های اینجا از موضوعاتی که تو وبلاگم می نویسم خبر داشته باشن تصمیم دارم که یه وبلاگ جدید بزنم و ادامه ی خاطراتم رو اونجا بنویسم.
راستش متاسفانه این دوستم که ادرس وبلاگم رو دیده با اینکه خیلی براش احترام قائلم اما یه مشکلی که داره اینه که گه گاهی چیز هایی رو به مسخره می گیره که نباید این کارو بکنه!!! و از این می ترسم که حرفایی رو که اینجا می زنم و دوس ندارم کسی از بچه های اینجا بدونه بخونه و بخواد با اینها هم شوخی کنه و اونوقت اتفاقی مثل ترمه قبل می افته که اصلا دوس ندارم تکرار شه. (ترم قبل یه اتفاقی مثل همین افتاد و باعث شد که یه ذره دیدم نسبت بهش عوض شه) هر چند که همین الان که داشتیم از داروخونه بر می گشتیم خوابگاه ناخوداگاه یه تیکه ای پروند و اونجا مطمئن شدم که آره باید وبلاگم رو عوض کنم!!!
از همه دوستانی که منت می ذاشتن و به وبلاگم سر می زدن و می خوان که آدرس جدید رو داشته باشن خواهش می کنم که آدرس ایمیلشون رو تو قسمت نظرات وبلاگ بذارن تا آدرس جدید وبلاگ رو براشون ایمیل کنم.
بای بای
سلام
ببخشیدکه دیر شد. همه ی نظراتونرو خوندم. ممنونم از لطفتون. اکثرا مثل هم جواب داده بودین و تو یه مایه بود. راستش رو بخوایین من هم همین کارای شما رو کرده بودم و اتفاقی که افتاد این بود که اومد و حرفید و مشکل روحل کرد. ولی ترجیح می دم که یهتغییراتی تو کارام بدم و اونجوری باشه که درسته و از این مسخره بازی ها جلو گیری کنم!!!!!
بازم ممنونم ازتون
بای بای
سلام
تو همون جريانات مزخرف قبلي كه داشت مي گذشت امير بهم لپ تاپ داد. و اولين فيلمي كه باهاش شروع كردم به ديدن، پريزن برك بود كه خداييشم كلي باهاش حال كردم. الان سيزن 3 تموم شد و كلي باهاش حال كردم و بد جوري رفتم تو جو فيلم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
سلام
تو پستهای قدیمیم گفته بودم که یه بنجل به تورم خورده بود!!!! دوباره یکی دیگه افتاد رو دستم!!!!
بای بای
پا ورقی درباره پستی که در بالا ذکر نموده ایم:
هر جنسی یه قیمیتی داره اگه بیشتر از ارزشش براش بپردازی مثل یه جنس بنجل رو دستت باد می کنه
سلام
بابت تاخير يك ماه اي كه داشتم مي عذرم. فردا يه پست كامل مي ديم بيرون!!!!
باي باي
سلام
دیگه کم می تونم بیام نت. امتحانا شروع شدن و باید مثل خر بخونیم. تا هفته آینده امتحان دایم. بعد از تموم شدنشون تمام ماجراهای این چند روزم رو که هم خوب بودن و هم بد می نویسم.
بای بای
این غزلی که مینویسم اولین فالی از حافظ بوده که برام تعبیر شد..اونم در عرض 2 هفته!!!!
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند؟ / پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
ناموس عشق و رونق عاشق می برند/ منع جوان و سرزنش پیر می کنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز / باطل در این خیال که اکسیر می کنند
گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید / مشکل حکایتی ست که تقدیر می کنند
ما از برون در شده مغرور و صد فریب / تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز / این سالکان نگر که چه با پیر می کنند
صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید / خوبان در این معامله تقصیر می کنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست / قومی دگر حواله به تقدیر می کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر / کاین کارخانه ایست که تغییر می کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
یکی از بد ترین روز های زندگیم داره گذرونده می شه. تحملشو واقعا ندارم.......
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که ... رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت
و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود
ما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید و
گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد؟
برای دیدن مطلب به لینک زیر برید:
یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گدا گشنه
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم ... یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم گشاد
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق
خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نیست مملکتمون به چه روزی می افتاد
سلام
بازم طبق معموله ترم های قبل امتحانای مید ترم ما همیشه از دو هفته زود تر شروع می شن و تا دو ماه بعد ادامه دارن.
هفته بعد دوباره امتحان دارو درمان داریم اونم با استادی که آدمو بیچاره می کنه....خیلی سخت گیر و ملا نقطه ای...
بای بای

